هفته نامه بصیرت شماره 11
![]()
شبهات ولایت فقیه (4)
آيا دموكراسى غربى ، در جامعه اسلامى میتواند اجرا شود؟
در ابتدا ببينيم دموكراسى، به چه معناست و چگونه در غرب به وجود آمد؟
دموكراسى به معناى حكومت مردم بر مردم يا «مردم سالارى» است. دموكراسى جديد در غرب ، هنگامى شروع شد كه متدينين غربى متوجه شدند آئينى كه به نام مسيحيت در دست آنهاست، كارآيى و قابليت آن را ندارد كه در تمام جنبه هاى زندگى انسان بويژه در زندگى اجتماعى نقش داشته باشد و قانونگذارى نمايد. از اين رو مشكل را بدين گونه حل كردند كه حوزه كاربرد دين و حكمرانى خدا محدود به زندگى فردى انسان و چگونگى رابطه او با خدا باشد. آنها حاكميت دين را در مسائل اجتماعى و سياسى نپذيرفتند به عبارت ساده تر، دين كارش اين شد كه بگويد: نماز بخوان; دعا بكن; توبه و مناجات بنما; و اما اينكه بگويد حكومت چگونه بايد باشد ، سياست چيست، قضاوت كدام است و يا نظامهاى ارزشى جامعه بر چه مبنايى است، ربطى به دين ندارد و به صلاح خداست كه در اين مسائل مهم بشر دخالت نكند!
بدين ترتيب دنياى غرب ، تكليف خود را با دين مسيحيت كه تحريف شده بود، روشن كرد و در مسائل سياسى و اجتماعى و اقتصادى خيال خود را از خدا راحت كرد. آن گاه اين مسأله براى غربيها مطرح شد كه پس از گرفتن حكومت از دست خدا ، آن را به چه كسى بسپاريم؟ متفكران غربى به دو راه حل رسيدند:
نخست آنكه حكومت به دست يك نفر سپرده شود و او مطابق ميل خود با مردم رفتار كند. اين شيوه را «ديكتاتورى» ناميدند.
ادامه مطلب

